توحيد از ديدگاه آيات و روايات - کریمی، جعفر - الصفحة ١٠١
در دو آيه مزبور، پس از بيان علم خداوند نسبت به تمامى گفتار، اعمال و حركاتى كه در سراسر هستى واقع مىشود، موضوع «سميع» و «بصير» بودن خداوند مورد اشاره قرار گرفته و اين مىتواند بيانگر اين حقيقت باشد كه منشأ ايندو صفت در مورد خداوند، همان علم حضورى و احاطه وجودى او بر تمام موجودات است. حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«السَّميعُ لا بِاداتٍ وَالْبَصيرُ لا بِتَفْريقِ آلَةٍ» «١» او شنواست، ولى نه با دستگاه شنوايى و بيناست، ولى نه با گشودن پلك چشمها.
امام صادق عليه السلام در پاسخ اين سؤال كه آيا خداوند شنوا و بيناست، فرمود:
«هُوَ سَميعٌ بَصيرٌ؛ سَميعٌ بِغَيْرِ جارِحَةٍ وَ بَصيرٌ بِغَيْرِ آلَةٍ، بَلْ يَسْمَعُ بِنَفْسِهِ وَ يَبْصُرُ بِنَفْسِهِ» «٢» او شنوا و بيناست؛ شنواست بدون نياز به عضو شنوايى و بيناست بدون احتياج به آلت مشاهده و چشم، بلكه به ذات خود مىشنود و به ذات خود مىبيند.
خداوند؛ بينا و شنواى مطلق پيش از اين، گفتيم كه خداوند موجودى است كه از هر نظر، بىپايان و نامحدود است و هر چه غير اوست از هر جهت، محدود و متناهى مىباشد و صفاتش نيز همانند ذاتش نامتناهى است و هيچ مثل و مانندى نه در ذات، نه در صفات و نه در افعال ندارد.
«از اين رو، سميع و بصير مطلق، كه آگاه و با خبر از تمامى شنيدنىها و ديدنىها مىباشد فقط خداست؛ چرا كه اگر انسان و يا حيواناتى داراى چشم و گوش هستند، تنها قادر به درك قسمتهاى محدودى از رنگها و امواج صوتى مىباشند و آنچه را آنها قادر به درك آن نيستند، بسيار بيش از آن است كه مىتوانند درك كنند.» «٣» اما بينايى و شنوايى خداوند، همه گفتارها، اعمال، حركات و رمز و رازهاى موجودات در سراسر