مباحث سياسى(2) سطح(1) - صفر سفیدرو و منصور حاتمی - الصفحة ٤٥
١- ايجاد نفرت از امريكاييان در ميان ملتهاى جهان و به حق دانستن مخالفتهاى ايران عليه سياستهاى يكجانبه گرايانه امريكا. اين تحول مثبت در افكار عمومى مىتواند يكى از عوامل بازدارنده سياستهاى كينه توزانه امريكا عليه جمهورى اسلامى به شمار آيد.
٢- ايجاد زمينههاى مناسب تجديد حيات سياسى شيعيان در عراق. روى كار آمدن شيعيان در عراق به دليل يكى بودن مذهب و ميهمان بودن ساليان متمادى گروههاى شيعى عراق در ايران مىتواند زمينههاى پيوند دولتى دو ملّت را فراهم كرده، دشمنى كهنه ميان دو كشور را بزدايد.
٣- تمايل تدريجى مردم عراق براى الگوبردارى از سيستم حكومتى و نظام سياسى اسلامى به دنبال نااميد شدن از دمكراسى غربى. تحولات سياسى در عراق، پس از اشغال و پيروى گروههاى مختلف مذهبى و قوميتى از مرجعيت شيعه عراق نشان مىدهدكه مردم عراق به دمكراسى غربى روى خوش نشان ندادند؛ بلكه به دنبال يك نظام سياسى اسلامى هستند. وجود يك نظام سياسى اسلامى الهامگير از مرجعيّت شيعه در عراق از سويى موجب دفع تهديد از سوى نظام سياسى حاكم بر كشور همسايه عليه جمهورى اسلامى مىشود و از سوى ديگر به دليل فراهم شدن زمينههاى پيوند ميان دو نظام اسلامى، فرصتهاى ارزشمندى نيز براى دو كشور فراهم مىآورد.
٤- افت پرستيژ و پايان افسانه شكستناپذيرى امريكا، موجب اعتماد به نفس ديگر ملتها و راسختر شدن عزم مردم ايران در برابر امپراتورى در حال زوال خواهد شد. امريكاييها پس از سقوط صدام، پايان جنگ را اعلام كردند؛ امّا پس از اشغال هر روز، تلفات فراوانى را متحمّل مىشوند. از سوى ديگر، اقدامات مرجعيّت عراق موجب شد كه سياستهاى امريكا به شكست بينجامد و به خواسته مردم و مرجعيّت عراق، اشغالگران به انتخابات رضا دهند و پرستيز شكست ناپذيرى ابر قدرت جهان مخدوش گردد.
در اينجا مهمترين فرصتهاى سياسى پيش آمده براى جمهورى اسلامى از شكست سياستهاى امريكا در دو كشور افغانستان و عراق بيان شد؛ امّا از سوى ديگر حضور نظاميان امريكا در دو كشور همسايه، تهديدات امنيّتى نيز براى جمهورى اسلامى در پى دارد كه در بخش فرصتها و تهديدات دفاعى- امنيّتى به آن خواهيم پرداخت.