مباحث سياسى(2) سطح(1) - صفر سفیدرو و منصور حاتمی - الصفحة ٥٨
يكسان كردن سبك زندگى در سراسر دنيا است. «١» اين فرآيند مىتواند بسيارى از كشورها را با چالش روبهرو كند و فرهنگهاى بومى و محلى ملتها را در معرض نابودى قرار دهد.
يكسانشدن فرهنگ جهان با محوريّت سلطه فرهنگى امريكا، اثرات زيانبار زير را براى ساير فرهنگهاى بومى از جمله ايران به دنبال دارد.
١/ ١- سلطه فرهنگى امريكا امريكاييها با اين نگرش فرهنگى كه آنها بهترين مردم دنيا و انسان واقعى هستند «٢»، در پى به دست گرفتن رهبرى ايدئولوژيك جهان مىباشند. فرهنگ آنان نگاهى تك بعدى و مادى به انسان دارد و همه دل مشغولى آن بهرهورى از اين دنيا است. در صورت تسلّط اين فرهنگ بر جهان، تنها او است كه به مردم دنيا مىگويد، چه چيز درست است و راه راست كدام است. گسترش و جهانى شدن اين فرهنگ، با ارزشهاى فرهنگ اسلامى، كه نگاهى دو بعدى- مادى و معنوى- به انسان دارد، در تضاد آشكار است. «٣» ٢/ ١- جنگ تمدّنى و فرهنگى رهبران جهانى سازى براى حاكميّت فرهنگ خود در پى نابودى تمدّنهاى كهن و اصيل از جمله تمدّن اسلامىاند. به اعتقاد شمارى از اسلام شناسان مسيحى، غرب يك احساس برترى تهاجمى و گستاخانه نسبت به جهان اسلام دارد «٤» و با فرآيند جهانى سازى، بر شدّت اين تهاجم افزوده است.
٣/ ١- غربى سازى فرهنگى در فرآيند جهانى سازى، غربيها به ديگر ملّتها از جمله مردم ايران القا مىكنند كه تنها راه توسعه كشور پيروى از فرهنگ غرب است. توصيه آنان اين استكه مرزها را برداريد،