مباحث سياسى(2) سطح(1) - صفر سفیدرو و منصور حاتمی - الصفحة ١٥
براى پاسخ به همين پرسشها و از آن جا كه آزادى بىحد و مرز به هرج و مرج و نابودى خود آن مىانجامد، در هيچ مكتب فكرى و نظام سياسى، آزادى به صورت مطلق و بىقيد و بند آن وجود ندارد و محدوديتهايى براى آن ترسيم شده است. در اسلام نيز آزادى انسان در انجام يا ترك كارى در چارچوب قوانين و احكام اسلامى تعريف مىشود. «١» آزادى جنبههاى متفاوتى دارد: سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى. آزادى انتخاب و حق رأى، آزادى بيان و آزادى تشكيل اجتماعات و احزاب «٢» را از مهمترين مصداقهاى آزادى در عرصه سياسى برشمردهاند.
٢- استبداد در حكومت مطلقه فردى يا جمعى، اكثريت مردم به دليل نداشتن نماينده، حق رأى و يا هرگونه سهم ديگرى در تصميمگيرىهاى كلان، در سرنوشت و اداره كشور خود نقشى ندارند. در اين نوع نظامها، قدرت و اختيارات نامحدود بدون مشاركت مردم، در دست فرد يا جمع مستبدى قرار دارد «٣» و اعمال حق حاكميّت نيز تنها در دست حاكم تمركز يافته است. اين گونه نظامهاى سياسى را حكومت استبدادى يا ديكتاتورى مىگويند.
براساس تعريفى كه از واژه «استبداد» ارائه شد، مهمترين ويژگيهاى نظام سياسى استبدادى عبارتند از: ١- فرمانروا يا حاكم در برابر مردم پاسخگو نيست؛ ٢- كسب قدرت از طريق غير قانونى است؛ ٣- اراده و اختيارات حاكم نامحدود است؛ ٤- اعمال قدرت از طريق زور، وحشت و ترور در جهت منافع يك فرد يا گروه خاص است؛ ٥- فرمانبردارى مردم از حكومت و حاكم از روى ترس است. «٤»