مباحث سياسى(2) سطح(1) - صفر سفیدرو و منصور حاتمی - الصفحة ١١٥
قرار دارد. دولت امريكا به بهانه جنگ عليه تروريسم، با يك برنامهريزى تهاجمى و به اصطلاح پيشگيرانه، به خاورميانه آمد. اگرچه هدف ظاهرى امريكا مبارزه با القاعده و طالبان بوده است، امّا سرنگونى دولت عراق و كنترل سوريه و ايران، از اهداف اصلى به شمار مىآيد تا با اشغال آنها به يك هژمونى جديد در منطقه دست پيدا كند. «١» علاوه براين، در پس اين تصوير كلى، تثبيت رهبرى جهانى امريكا، از طريق كنترل ظرفيّتها، منابع و مردمان دنياى اسلام، تسلّط بر جغرافياى سياسى- نظامى خاورميانه، مهار قدرتهاى رقيب و ناهمساز و تثبيت هژمونى تمدّن مسيحى- يهودى و استتار نقاط ضعف اقتصادى و اطلاعاتى امريكا پنهان شده است. «٢» فرهنگى- اجتماعى از بندهاى طرح خاورميانه بزرگ با محوريّت اسرائيل، انجام اصلاحات فرهنگى و اجتماعى در كشورهاى اسلامى است كه در اين چارچوب، تغيير زبان و خط، ساختارهاى آموزشى، فرهنگ ملّى و ارزشهاى دينى حاكم بر آن و بخشى از استراتژى پذيرش سلطه توسط ملّتهاى منطقه است.
برنامهريزان دولت بوش به ميزان وسيع بيسوادى به خصوص در ميان زنان، سطح نازل زندگى، بيكارى گسترده جوانان، انفعال قشر جوان درمقابل فرهنگ غرب و درصد بسيار پايين مطالعه و چاپ كتاب در اين كشورها اشاره مىكنند و آنها را از جمله دلايل خود براى اصلاحات مىدانند. «٣» شكّى نيست كه غالب كشورهاى عربى خاورميانه، به اصلاحات سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى نياز مبرم دارند؛ ولى بسيار به جا است كه كشورهاى صنعتى به ويژه امريكا، به تأثير خود در عقبماندگى و وخامت اوضاع جوامع عربى خاورميانه طىّ قرون گذشته و همچنين به استعمار مستقيم و غيرمستقيم و تاراج سرمايههاى ملّى و دخالتهاى سياسى و نظامى در اين كشورها اعتراف نمايند.