مباحث سياسى(2) سطح(1)

مباحث سياسى(2) سطح(1) - صفر سفیدرو و منصور حاتمی - الصفحة ٩٩

اشاره به تسلط يا تفوق يك كشور بر كشورهاى ديگر از طريق ديپلماسى يا تهديد به اطاعت و يا پيروزى نظامى دارد. «١» به عبارت ديگر، بسط نفوذ يا اعمال قدرت يك كشور نيرومندتر بر كشور يا منطقه ديگر را هژمونى مى‌گويند. «٢» هژمونى هنگامى شكل مى‌گيرد كه يك كشور در همه مقوله‌هاى سياسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى در سطحى بسيار متفاوت‌تر از ديگر قدرتها قرار دارد «٣» و ارزشهاى سياسى و فرهنگى آن در جهان با رقابت جدى روبه‌رو نيست ومفاهيم سياسى و الگوهاى ارزشى‌اش در جهان مطلوبيت همه‌گير مى‌يابد.
مفهوم هژمونى جامع‌ترين واژه‌اى است كه با آن مى‌توان رفتار آمريكا را در صحنه نظام بين‌الملل پس از جنگ دوم جهانى توضيح داد. امريكا تلاش كرده‌است با توجه به رهبرى نظام سرمايه‌دارى و اتكا به سه محور قدرت سياسى و نظامى، قدرت اقتصادى و ايدئولوژى ليبرال- دمكراسى، به يك هژمونى جهانى در راستاى منافع خويش دست پيدا كند و برترى جهانى خويش را با توسل به توان عظيم نظامى تثبيت نمايد.
كشورهاى عربستان، كويت، بحرين، تركيه، مصر، عمان، امارات متحده عربى، عراق، اردن و قطر، از جمله كشورهاى خاورميانه هستند كه جاى پاى سنگين امريكا را در سرزمين خود حس مى‌كنند.
علت اصلى مداخله‌گرايى ايالات متحده امريكا در مناطق و حوزه‌هاى مختلف نظام بين‌الملل را بايد ناشى از سلطه‌جويى و هژمونى‌طلبى آن كشور در برخورد با موضوعات سياست بين‌الملل و بازيگران مؤثّر در آن دانست.
بنابراين گسترش هژمونى‌طلبى يكى از اهداف امريكا در منطقه خاورميانه است تا بتواند با حضور خود در قلب جهان اسلام بخشى از سناريوى نظم نوين جهانى را رقم بزند و از سوى ديگر از گسترش و ظهور «جنبش‌هاى اسلامى ضد اسرائيلى و ضد امريكايى» جلوگيرى نمايد.