مباحث سياسى(2) سطح(1) - صفر سفیدرو و منصور حاتمی - الصفحة ٢٠
با اين توصيف مىتوان گفت: قدرت ملّى بر مجموعه نيروهاى مادى و معنوى يك ملّت «١» براى رسيدن به اهداف خويش دلالت دارد. به عبارت ديگر، براى رسيدن به آن مقاصد قابليّت تأثير نفوذ در ديگران را دارا است. «٢» اين نيروها شامل داراييهاى محسوس مانند پايگاه صنعتى قوى، نيروى نظامى توانمند و برتر، موقعيّت جغرافيايى و جمعيّت مناسب، فنّآورى پيچيده، منافع قابل بهرهبردارى و نيز عوامل غير محسوس مثل حمايت تودههاى مردم، رهبرى مؤثر، ايدئولوژى، فرهنگ و سواد عمومى است. «٣» وجود يا نقصان هر يك از اين عوامل در تثبيت و تحكيم قدرت ملّى و يا تزلزل آن مؤثر است. به همين رو، مردمانى كه بيشترين اين عوامل را با سطحى مطلوب دارايند، از «قدرت ملّى» برتر نسبت به ديگر بازيگران برخوردارند و با پشتوانه همين قدرت، در محيط داخلى و بين المللى، در رفتار و تعامل با ديگر كشورها، فرصتهاى بيشتر و برترى مىيابند.
٩- مردم سالارى كلمه «مردم سالارى» معادل واژه «دمكراسى» است و مراد از آن، حكومت مردم است. معانى ديگرى نيز در پيوند و ارتباط با همين مفهوم براى آن مطرح ساختهاند:
١- مجموعهاى از نهادها كه هدف آن به حداقل رساندن خطاهاى اداره سياسى جامعه از راه به حداكثر رساندن مشاركت عمومى و كاهش نقش شخصى فرد در اتخاذ تصميمات سياسى است؛ ٢- حكومت اكثريت با رعايت حقوق اقليّت؛ ٣- حق همه مردم براى شركت در تصميمگيرى در موارد عمومى «٤».
با توجّه به معانى ذكر شده، نظريهپردازان سياسى پذيرفتهاند كه رژيم مدرنى كهاغلب يا حداقل شمار فراوانى از مردان آن حق رأى دارند، دمكراتيك است. «٥»