مباحث سياسى(2) سطح(1) - صفر سفیدرو و منصور حاتمی - الصفحة ١٠٦
در دهه ٩٠ ميلادى منطقه خاورميانه و به خصوص خليج فارس از نظر سير حوادث و رويدادها مهمترين منطقه جهان محسوب مىشد و در قرن ٢١ همچنان ذهن قدرتهاى خارجى را به خود مشغول خواهد كرد.
دليل اصلى رقابت و محوربنديهاى جديد درباره خليج فارس، ذخاير عظيم نفت وگاز مورد نياز جهان در اين منطقه راهبردى است و اين كه در افق نيازهاى انرژى دنيا، منطقه ديگرى به غناى خليج فارس وجود ندارد.
بر اساس ديدگاه ژئوپلتيك، قدرت برتر جهان در قرن ٢١ با كشورهايى است كه بر منابع انرژى و خطوط عرضه و انتقال آن تسلّط داشته باشند. «١» بر همين مبنا ملاحظه مىشود كه در طول دهه گذشته سيطره شركتهاى نفتى امريكا بر كشورهاى نفتخيز اين منطقه افزايش چشمگيرى يافته است.
منافع اصلى و جانبى نفت خليج فارس براى امريكا به گونهاى است كه ايالات متحده براى تصاحب چاههاى نفت منطقه از نيروى نظامى استفاده كرده است و اين روند را ادامه مىدهد.
از سوى ديگر، قدرت گرفتن امريكا در عرصه بينالملل موجب تحتالشعاع قرار گرفتن رقباى اين كشور به ويژه اروپا، روسيه و چين شده است، به گونهاى كه امكان هر گونه وجود و نمودى را در منطقه خليج فارس به تدريج از آنها سلب كرده است. «٢» همچنين، افزايش بودجه نظامى امريكا باعث افزايش چشمگير حضور نيروهاى ايالات متحده در منطقه خليج فارس شده، به گونهاى كه علاوه بر پايگاههاى نظامى سابق اين كشور در عربستان و عمان، در طول يك دهه در كشورهاى قطر و كويت هم پايگاههاى جديدى ايجاد كرده و در بحرين نيز به دنبال گسترش مراكز نظامى به صورت پايگاه ناوگان پنجم خود بوده است.