بررسى فقهى خروج از حاكميت دينى - فرازی، صادق - الصفحة ١٣
فصل اول: بيان مسأله، اهميت و قلمرو ١. بيان مسأله نظام جمهورى اسلامى ايران در طول حيات خود همواره با مشكلات و چالشهاى فراوانى روبرو بوده است. يكى از اين چالش ها كه در دهه سوم انقلاب و در دوره موسوم به «اصلاحات» مطرح شد، موضوع «خروج از حاكميت» است. اين نظريه نوظهور كه نخستين بار از سوى برخى تجديد نظرطلبان و نظريهپردازان حزب مشاركت در ادبيات سياسى كشور وارد شد، ضمن اين كه به صورت بخشى از استراتژى احزابى نظيرحزب مشاركت ايران اسلامى و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى در آمد، در عمل با پىجوئى و تعقيب آن از سوى شمارى از نمايندگان مجلس ششم و تعدادى از مديران اجرائى از يك سو و بهره بردارى قدرت هاى خارجى و ضد انقلاب از سوى ديگر، نظام جمهورى اسلامى را با چالش مواجه ساخت.
در اينجا بى مناسبت نيست كه به نمونه هايى از گفته ها و اقدامات طراحان و هواداران اين نظريه نگاهى بيفكنيم:
عباس عبدى «١» سردبير روزنامه توقيف شده «سلام» و از دانشجويان پيرو خط امام با طرح اين ايده، گفت:
خروج از وضعيت فعلى و تقويت اصلاح طلبان، بخشى از آن مربوط است به اصلاح طلبان و