بررسى فقهى خروج از حاكميت دينى - فرازی، صادق - الصفحة ٣٣
يفعلوا ذلك نزعت منهم البركات و سلط بعضهم على بعض و لم يكن لهم ناصر فى الارض و لا فى السماء. «١» پيوسته امت من بر خير و نيكى هستند تا آنگاه كه امر به معروف و نهى از منكر نموده، در نيكى به يكديگر كمك مىكنند. پسآنگاه كه دست از اين كار كشيدند، بركتها از آنان گرفته مىشود و برخى از آنان بر برخى ديگر مسلط مىشوند و براى آنان ياورى در زمين و آسمان نخواهد بود! ٢. ان الله- عزوجل- لا يعذّب العامّة بعمل الخاصة حتى يروا المنكر بين ظهرانيهم و هم قادرون على ان ينكروه فلا ينكروه، فاذا فعلوا ذلك عذّب الله الخاصة والعامة. «٢» همانا خداوند عزوجل توده مردم را به عمل اهل گناه عذاب نمىكند مگر اين كه آنان در پيش روى خود منكر را مشاهده كنند و قدرت بر نهى از منكر داشته باشند ولى نهى از منكر نكنند، كه در اين صورت خداوند عام و خاص را عذاب خواهد كرد.
سه. احاديثى از امام على (ع):
١. ايها المؤمنون، انه من رأى عدوانا يعمل به و منكرا يدعى اليه فانكره بقلبه فقد سلم و برى، و من انكره بلسانه فقد اجر و هو افضل من صاحبه. «٣» اى مومنان، كسى كه ببيند بر مردم ستم مىكنند، يا آنها را به منكرى فرا مىخوانند. پس او در دل، آن را انكار كند، سالم مانده و مبرا از گناه است، و هر كه به زبان انكار كند از ثواب بهره يابد و مقامش از اولى برتر است.
٢. فمنهم المنكر للمنكر بيده و لسانه و قلبه، فذلك المستكمل لخصال الخير. و منهم المنكر بلسانه و قلبه والتارك بيده، فذلك متمسك بخصلتين من خصال الخير و مضيّع خصلة. و منهم المنكر بقلبه و التارك بيده و لسانه، فذلك الذى ضيع اشرف الخصلتين من الثلاث و تمسك بواحدة. و منهم تارك لانكار المنكر بلسانه و قلبه و يده، فذلك