بررسى فقهى خروج از حاكميت دينى

بررسى فقهى خروج از حاكميت دينى - فرازی، صادق - الصفحة ٢٠

اين واژه در ادبيات سياسى روز نوعا به دو شكل «خروج از» و «خروج بر» به كار مى‌رود.
مراد از «خروج از» در اين تحقيق، اين است كه كارگزاران نظام اسلامى كه در مسؤوليت‌هاى مهم و تأثيرگذار نظام اسلامى به دلايل و انگيزه‌هاى سياسى اجتماعى از مسؤوليت و وظيفه خود به شكل استعفا و امثال آن خارج شوند؛ مسئوليت‌هايى نظير رياست جمهورى، وزارت، نمايندگى مجلس، معاونت وزارت، مديريت كل، رياست قوه، قضاوت، عضويت در شوراى نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت نظام، شوراهاى عالى، امامت جمعه و غيره.
و مراد از «خروج بر» آن است كه گروهى از روى عناد و سوءنيت و با اغراض مادى و يا تمايلات غير منطقى در برابر حاكم اسلامى دست به شورش بزنند. «١» در فقه اسلامى از چنين خروجى به «بغى» تعبير شده و بر خروج كننده، «باغى» گفته مى‌شود كه توضيح آن مى‌آيد.
٣. حاكميت‌ حاكميت لغتى است به معناى «عمل حاكم». «٢» و در اصطلاح حقوق اساسى به معناى قدرت عاليه تصميم گيرى و وضع قوانين و اجراى تصميمات از طرف حكومت يك كشور. «٣» مراد از حاكميت در اين تحقيق همين معنا است كه معادل با «نظام» بوده و بر سه پايه اصلى مجريه، مقننه و قضائيه شكل مى‌گيرد. البته حاكميت و نظام مورد نظر، حاكميت دينى مشروع است كه در آن اختيارات (و مسؤوليت اصلى) اداره كشور در دست پيشواى مذهبى و حاكم شرعى مى‌باشد. «٤» و تصدى افراد در پست هاى كارگزارى كشور با تنفيذ و تحت نظارت عاليه او صورت مى پذيرد. و مراد از پيشواى مذهبى ياد شده هم، امام‌