سرداران صدر اسلام(ج1)

سرداران صدر اسلام(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٠

آمدم واز تو درخواست مى‌كنم كه برايم نزد خداوند عزوجل شفاعت كنى‌من زيارتت را طلب كردم براى رهايى نفس خود و بحضرتت از آتش دوزخ كه مثل من جنايتكار بر نفس خود مستحق آن آتش است پناهنده شدم و از گناهان بسيارم كه بر پشت خود مانند هيزم بسته‌ام وبه اميد رحمت پروردگار، به تو پناه آورده‌ام. از راه دور به درگاهت روى آورده ام، به اين اميد كه گردنم از آتش دوزخ آزاد شود، در حاليكه گناهانم بر پشتم سنگينى مى كند و آنچه را كه خدا رابه خشم مى آورد. و هيچكس ندارم كه به او پناهنده شوم جز شما خانواده رحمت (اى عموى پيامبر) در روز فقر و نيازم مرا شفاعت كن كه به درگاهت باغم و رنج و اندوه آمدم و با چشم گريان به سوى تو روى آورده‌ام و و بيكس و تنها بدين در شتافته‌ام و تو از آن بزرگوارانى كه من به پيوستن به او از جانب خداوند مأمورم و خدا مرا به نيكى به او ترغيب كرده و راهنمايى بر فضيلت او نموده و هدايت به دوستى او فرموده و مرا به زيارت درگاهش تشويق نموده و مرا به درخواست حوايج نزد او الهام كرده است شما خانواده‌اى هستيد كه هركس پيروى از شما كند بدبخت نخواهد شد وهركه نزد شما آيد محروم نخواهد گشت و هر كه دوست شما باشد زيان‌نمى‌كند و هر كه با شما دشمنى ورزد خوشبخت نمى‌شود.
آنگاه روى به قبله كرده و دو ركعت نماز زيارت به جاى مى‌آوريم و پس از آن خود را به قبر مى‌چسبانيم و چنين مى‌گوييم:
اللَّهُمَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ االلَّهُمَ انى تَعرَّضْتُ لِرَحْمَتِكَ بِلُزُومى لِقَبْرِ عَمِّ نَبَيِّكَ‌صلى‌الله عليه‌وآله لِيُجيرَنى مِنْ نِقْمَتِكَ وَ سَخَطِكَ وَ مَقْتِكَ فِىْ يَوْمٍ تَكْثُرُ فيهِ الْأَصْواتِ وَ تَشْغَلُ كُلُ‌