سرداران صدر اسلام(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٦
در اينجا پيامبر صلىاللّه عليهوآله فرمود:
حمزه برخيز:
عبيده برخيز:
على برخيز: «١» آنگاه پيامبر صلىاللّه عليهوآله به بنى هاشم فرمود:
اى بنى هاشم، برخيزيد و از حقى كه خدا به وسيله پيامبرتان به شما ارزانى داشته دفاع كنيد، زيراآنها آمدهاند تا با باطل خود نور خدا را خاموش كنند.
پس حمزه وعلى عليهالسّلام و عبيدة بن حارث برخاستند وبه سوى كفار رفتند، و چون كلاهخود نقابدار بر سرداشتند، از اين رو شناخته نمىشدند.
عتبه گفت: سخن بگوييد تا شما را بشناسيم، اگر هماورد ما باشيد با شما مىجنگيم.
حمزه گفت: من حمزة بن عبدالمطّلب، شير خدا وشير رسول خدا هستم.
عتبه گفت: همتاى بزرگوارى هستى، من هم شير هم پيمانان مىباشم. اين دو تن كه همراه تواند كيستند؟
حمزه پاسخ داد: على بن ابيطالب و عبيدة بن حارث.
عتبه گفت: دو همتاى بزرگوارند.
سپس عتبه به فرزندش وليد گفت:
وليد برخيز! وليدبرخاست، و على عليهالسّلام كه كوچكترين آنان بود در برابر وليد ايستاد واو را به هلاكت رساند. سپس عتبه به ميدان آمد و حمزه در مقابل او به ميدان رفت. آنها دو ضربت رد و بدل كردند، و در پايان حمزه او را كشت. آنگاه شيبه به