سرداران صدر اسلام(ج1)

سرداران صدر اسلام(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤

اللّه عليه و آله بوده است. او در هفت سريّه شركت داشت كه در همه آنها فرماندهى سريّه از طرف رسول خدا صلى اللّه عليه وآله به او واگذار شده بود، همچنين آن حضرت در برخى از سفرهايش او را به جانشينى خود در مدينه مى گماشت.
آنقدر اين دوتن (حمزه و زيد) با يكديگر همگونى و هماهنگى داشتند كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله ميان آن دو تن برادر خواندگى برقرار نمود. هر چند كه اين پيوندها بر اين اساس بوده كه ميان مهاجران و انصار اتحاد و پيوستگى ايجاد شود و آنان بيش از پيش به يكديگرنزديك شوند. امااين مورد يكى از موارد استثنايى است كه ميان دو مهاجر عقد برادرى برقرارشده است. مانند عقد برادرخوانى ميان خود پيامبرصلى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام كه اين نيز از موارد نادر و استثنايى اين برادر خوانى است. «١» عقد برادرى ميان حمزه و زيد تا بدانجا پيش رفت كه در روز احُد، حمزه زيد را وصىّ خود قرار داد، و از وى مى خواست كه پس از او به وصيت هايش جامه عمل بپوشد. «٢» در سال هفتم هجرى وقتى «عماره» دختر حمزه درمكه تنها بود، يكى از كسانى كه خواهان نگاهدارى و سرپرستى از عماره بودند زيد بود، كه اصرار داشت تكفل اين دخترك را به عهده گيرد، و دليل اين اقدام را برادر خواندگيش با حمزه و وصايتش به وى مى دانست، پيامبر صلى اللّه عليه و آله نيز فضايل او را ستود وبه او فرمود:
«اى زيد تو ياور خدا و پيامبرش، هستى».
ولى بنا به دلايلى ديگر اين مهم را به جعفر بن ابى طالب سپرد و آن را به زيد واگذار ننمود. «٣»