سرداران صدر اسلام(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٣
عثمان بن ابى طلحه علم كفر را برداشت و رجز خواند. حمزه به جنگ او آمد و بروى يورش برد و با شمشير آنچنان ضربهاى برشانه او زد كه شانه و دستش را قطع كرد و تا كمر را بريد بگونهاى كه ششهايش نمايان شد سپس حمزه بازگشت در حالى كه مىگفت:
من فرزند ساقى حاجيانم. «١» استوارى عقيده و قوت ايمان حمزه در رويارويى با دشمنان خدا و اسلام بگونهاى بود كه در ميدان رزم دشمنان را هر چنداز نزديكان و بستگان خود باشند از دم تيغ مى گذراند، و احساسات و عواطف خويشاوندى ذرهّاى در صلابت ايمان وى خدشه وارد نمى ساخت.
يكى از كسانى كه حمزه او را در احد به قتل رساند، ارطاة بن شُرَحْبيِلْ بن هاشم بود كه يكى از پرچمداران سپاه قريش بود. «٢» آرى، همه پيوندها و رابطه ها بجز پيوند عقيده و ايمان در اسلام فرو مى ريزد، و روابط خويشاوندى ميان مسلمانان و كافران از نظر اسلام نكوهيده است و شايسته رعايت نيست.
برادر خوانده حمزه هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ميان مسلمانان عقد برادرى برقرار مى كرد، حمزه وزيدبن حارثه را با يكديگر برادر خواند. «٣» زيد، فرزند خوانده پيامبر صلى اللّه عليه و آله، ازنخستين كسانى بود كه اسلام را پذيرفت وبه پيامبر صلى اللّه عليه و آله ايمان آورد. او در ميان ياران رسول خداصلى اللّه عليه وآله تنها كسى است كه نامش در قرآن آمده و مورد علاقه و محبت پيامبر صلى