سرداران صدر اسلام(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨
چنان ضربتى بر سرش فرود آورد كه سرش را دو نيم كرد، وعتبه نيز ضربتى بر ساق پاى عبيده وارد آورد كه پايش قطع شد و هر دو نقش زمين شدند. شيبه نيز برحمزه حملهور شد و آنقدر شمشير حواله يكديگر كردند كه لبه شمشيرها كُند شد. اما على عليهالسّلام به ميدان وليد تاخت و چنان ضربتى برگردن او زد كه شمشير از زير بغل او بيرون آمد. در حالى كه حمزه همچنان با شيبه گلاويز بود.
مسلمانان فرياد برآوردند:
اى على! نمىبينى چگونه اين سگ براى عمويت نيش مىكشد؟ على عليهالسّلام حمله برد و به حمزه فرمود:
عمو! سرت را خم كن.
چون حمزه از شيبه بلند قامتتر بود، سر خود را در سينه شيبه جاى داد. در اين لحظه على عليهالسّلام ضربتى بر سر شيبه زد كه نيمى از سرش را انداخت، آنگاه خود را به عتبه رساند و سر از تنش جدا ساخت. «١» رشادتهاى ديگر حمزه در بدر زندگى سراسر حماسه حمزه، گوياى دلاورى وشجاعت كم نظير او در ميدانهاى رزم است او در صحنه نبرد ناظر بر همه نقاط درگيرى بود، و در صورت نياز به كمك ياران و همرزمان خود مىشتافت.
على عليهالسّلام مىفرمود: در روز بدر خورشيد بالا آمده و صفهاى ما و دشمن در يكديگر آميخته بود من در تعقيب يكى از مشركان بودم، كه ناگاه يكى ديگر ازمشركان را ديدم كه در بالاى تپّه شنى با سعد بن خيثمه درگير است. آن مشرك كه سوار بر اسب و غرق درآهن بود سرانجام سعد را شهيد كرد.
او در حالى كه نقاب بر چهره داشت از اسب فرود آمد، مرا شناخت ولى من او