سرداران صدر اسلام(ج1)

سرداران صدر اسلام(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤

حق مى‌توان از افراد فهميده و صلح طلب قريش دانست. او نقطه مقابل ابوجهل بود، و اگر دون صفتى‌هاى اين عنصر ديو سيرت نبود، بى شك تلاشهاى عتبه درخاموش كردن آتش جنگ ميان قريش و مسلمانان به ثمر مى‌رسيد و جنگى رخ نمى‌داد، چون عتبه پيوسته از ترك مخاصمه و صلح با مسلمانان طرفدارى مى‌كرد و از درگيرى با ايشان جداً دورى مى‌ورزيد.
رسول خداصلى‌اللّه عليه‌وآله در واقعه بدر پيش از درگير شدن دو گروه با يكديگر، مردى از سپاه دشمن را ديدكه بر شترى سرخ مو سوار بود و در ميان جمع دشمن حركت مى‌كرد. رسول خدا صلى‌اللّه عليه‌وآله فرمود: يا على، حمزه را صدا كن. چون حمزه ازهمه به مواضع مشركان نزديكتر بود.
رسول خدا صلى‌اللّه عليه‌وآله ازحمزه پرسيد:
صاحب شتر سرخ كيست، و به ياران خود چه مى‌گويد؟
حمزه پاسخ داد:
او عتبة بن ربيعه است، و قريش را از جنگ و درگيرى باز مى‌دارد، و به ايشان چنين مى‌گويد:
«من گروهى ازجان گذشته را مى‌بينم كه شما نمى‌توانيد بر آنها پيروز شويد و بازمانده‌اى داشته باشيد. هان اى خويشان من! امروز كوزه را بر سر من بشكنيد و بگوئيد عتبه بن ربيعه ترسو است، وحال اين كه همه شما مى‌دانيد كه من هيچگاه ترسو ترين شما نبوده‌ام».
ابوجهل سخنان او را شنيد و به وى گفت:
«تو اين را مى‌گويى به خدا سوگند اگر كسى جز تو اينچنين سخنى مى‌گفت، هر آينه او را دندان مى‌گرفتم، ششها و درونت از ترس پرشده است.»