سرداران صدر اسلام(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٨
حمزه سرافراز و سربلند صحنه را پشت سرگذاشته و با ياران خود به سوى مدينه رهسپار شد و به حضور پيامبرصلىاللّه عليهوآله رسيد وگزارش كار را به عرض آن حضرت رساند.
«چون حمزه نزد پيامبر صلىاللّه عليهوآله بازگشت، گزارش ميانجىگرى مجدى را به آگاهى آن حضرت رساند و خاطرنشان ساخت كه مسلمانان از اين مرد خيرانديشى وانصاف ديدند.» «١» اين گزارش بيانگر اينست كه عملكرد مجدى توانسته بود رضايت حمزه را جلب كند.
پيامبر صلىاللّه عليهوآله نيز پس ازآگاهى از گزارش كار، رضايتمندى خود را از مجدى ابراز داشت.
پس ازچندى گروهى ازخويشاوندان «مجدى» به حضور پيامبر صلىاللّه عليهوآلهرسيدند، آن حضرت جامههايى به ايشان بخشيد و از آنان دلجويى كرد. «٢» و با اين عمل مراتب خشنودى خود را ازمجدى اعلام داشت. آنگاه ازمجدى بن عمرو نام برد و درباره اش چنين فرمود:
من هيچكس را به اندازه او پسنديده خوى ونيك رفتار يا «باكفايت» سراغ ندارم. «٣» خشنودى رسول خداصلىاللّه عليهوآله وحمزه از روند حوادث دليلى است بر آنچه در فصول پيش به عنوان پرسشهايى درمورد ماهيت سريههاى پيش ازبدر مطرح گرديد، وبنابراين مىتوان اين نظر را تقويت كرد كه رسول خدا صلىاللّه عليهوآله در اين دسته ازسريّهها تصميم جدّى به درگيرى با قريش و كاروانهاى ايشان نداشته است.