سرداران صدر اسلام(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦
هنرمند ساربان كه تا اين لحظه رامش و آرامشِ مركب و مركب سوار را با حركاتى موزون و تحسين برانگيز تأمين كرده بود خشكشان زد، ونى از ميان آنها رها شد، و پس از برخورد با كوهان شتر به زمين افتاد.
اين نخستين بارى بود كه چنين انفجار مهيبى كاروان قريش را تكان مىداد.
و زنگ آغاز نابودى و پايان سربلندى و عزت دروغين آنان به صدا درمىآمد.
اكنون ديو جادويى قريش در دست مسلمانان گرفتار بود، و شيشه عمرش در چنگ آنان قرار داشت.
اگر اين طلسم سحرآميز در اين نقطه مىشكست، ديگر قريش با هيچ نيرنگى نمىتوانست كاروان تجارتى خود را به راحتى در مسير طولانى شام و يمن به اين سو و آن سو ببرد، و كوس ابر قبيلهگى خود را بر سر هر دشت و صحرا بنوازد.
صف آرايى و ميانجيگرى مَجدى اينك حمزه با نيروهاى اندك خود در برابر ابوجهل ايستاده است كه سيصد چابك سوار ورزيده پشت سر وى صف بستهاند، و بى صبرانه منتظرند بدانند فرجام كار به كجا خواهد انجاميد.
آيا درگيرى با نيروهاى مهاجم انجام خواهد گرفت؟
و در صورت درگيرى پيروزى از آنِ كه خواهد شد؟
پىآمدهاى اين درگيرى در صورت پيروزى يا شكست هر يك از دو گروه چيست؟
خشم مقدس ستمديدگان در برابر خوى برترى جويى استكبارى آماده كارزار شد شمشيرها ازنيام بر آمد و آرايشهاى جنگى لازم انجام گرفت، و هر لحظه امكان داشت هر دو گروه درهم آميزند، وخون يكديگر بريزند. «١» و وقوع حوادثى بس بزرگتر و سرنوشت ساز ر پىريزى كنند.
امّا پا در ميانى شخصى بنام «مجدى بن عمرو جهنى» موجب جدايى دو گروه