سرداران صدر اسلام(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧
گستردهترى يافت. وپيمانهاى دفاعى موجود، درجهت هرچه تنگتر كردن حلقه محاصره عليه اين غنچه نوشكفته به كار افتاد. اينجابود كه دشمن خطر راجدى احساس مىكرد، وهمه امتيازات نامشروع خود را يكجادرمعرض نابودى مىديد.
از سوى ديگر اسلام نمىتوانست جنايات هولناك دشمن را به فراموشى بسپارد، وخود را در محدوده مدينه زندانى كند، وازپويش انقلابى خود دست بردارد، وفرياد دادخواهى شيفتگان حريت وعدالت وفضيلت را بشنود، وستمهاى مستكبران بر مستضعفان را ببيند وتباهى وگمراهى انسانها راشاهد باشد وواكنشى مناسب از خود نشان ندهد؛ كه دراين صورت ديگر اسلامى باقى نخواهد ماند.
چراكه جوهر اسلام، دفاع از حق ومبارزه باباطل وستم است.
باهمه مشكلات مالى توانفرساى حكومت نوبنياد اسلامى، پيامبرصلى اللّه عليه وآله از روزهاى نخست، مسائل دفاعى راسرلوحه برنامههاى خود قرار داد، وبراى رويارويى با دشمنان اسلام توان رزمى خود رابه نمايش گذاشت.
پس از گذشت هفتماه از پيروزى انقلاب يعنى از مبدءهجرت، نخستين رويارويى نظامى نيروهاى اسلام با دشمن به وقوع پيوست، وفرمانده عملياتى اين گروه رزمى، حضرت حمزه سيدالشهداء بود.