سرداران صدر اسلام(ج1)

سرداران صدر اسلام(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣١

اسلام تغيير يافت، هتاكى وفحاشى وضرب و جرح و شكنجه و آزار و انواع بدرفتارى جاى خود را به پندو اندرز و نصايح و مواعظ و تطميع و تهديد و مانند آن داد.
روزى عُتبة بن ربيعه كه از بزرگان قريش بود در انجمن سران قريش حضور داشت. رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نيز تنها در مسجد الحرام نشسته بود. عتبة خطاب به قريش چنين گفت:
مى خواهيد نزد محمد روم وباوى سخن بگويم و پيشنهادهايى به اوعرضه كنم، تا هريك از آنها را كه بپذيرد به او بدهيم و او دست از سر ما بردارد؟
(اين واقعه پس از آن بود كه حمزه اسلام را پذيرفته بود، و قريش شاهد افزايش روز افزون ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود.)
حاضران گفتند: ابو وليد (كنيه عتبه است) ما همه موافقيم، نزد او برو و با وى به گفتگو بنشين. عتبه از جا برخاست و نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفت و گفت:
برادر زاده من ... «١» اين گفتگو به روشنى گوياى مواضع انفعالى قريش و عقب نشينى آنان در مقابله با اسلام است كه معلول گرايش حمزه به اسلام و دفاع وى از آنست.
گفتگو مفصل است، براى آگاهى از مشروح داستان به تاريخ مراجعه شود.
آنچه در اينجا مورد نظر است تغيير موضع قريش در برابر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و دگرگونى لحن برخوردشان با آن حضرت پس از اسلام حمزه است.
دو تحريف‌ ١. در كتاب «تاريخ گزيده» آمده است كه:
«حمزه در ماه رجب سال پنجم بعثت همراه با نخستين گروه مهاجران مسلمان، از جمله عثمان ورقيه، به فرمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رهسپار حبشه شد.» «٢»