شهاب الاخبار - قضاعی، محمد بنسلامه - الصفحة ٣٠ - باب آ - الف
٥٣. أسرَعُ الدُّعاءِ إجابَةً دَعوَةُ غائِبٍ لِغائِبٍ؛١
نزديكترين دعا به اجابت، دعا براى فرد غايب است.
٥٤. أعطُوا الأَجيرَ أجرَهُ قَبلَ أن يَجِفَّ عَرَقُهُ؛٢
دستمزد كارگر را، پيش از آن كه عرقش خشك شود، بپردازيد.
٥٥. أعظَمُ النِّساءِ بَرَكَةً أقَلُّهُنَّ مَئونَةً؛٣
بابركتترينِ زنان، كمخرجترينِ آنان است.
٥٦. أفضَلُ الحَسَناتِ تَكرِمَةُ الجُلَساءِ؛٤
برترين نيكى، گرامى داشتن همنشين است.
٥٧. أفضَلُ الصَّدَقَةِ إصلاحُ ذاتِ البَينِ؛٥
برترين صدقه، سازش دادن ميان دو نفر (يا دو گروه) است.
٥٨. أفضَلُ العِبادَةِ انتِظارُ الفَرَجِ؛٦
برترين عبادت، چشمداشتِ گشايش٧ است.
٥٩. أفضَلُ الفَضائِلِ أن تَصِلَ مَن قَطَعَكَ و تُعطِىَ مَن حَرَمَكَ و تَصفَحَ عَن
(١) . الكافى، ج ٢، ص ٥١٠ (با اندكى تفاوت).
(٢) . المعجم الصغير، ج ١، ص ٢١.
(٣) . مسند الشهاب، ج ١، ص ١٠٥.
(٤) . كنز العمّال، ح ٢٥٤٠٢ (به نقل از قُضاعى).
(٥) . منتخب مسند عبد بن حميد، ص ١٣٥.
(٦) . كمال الدّين و تمام النعمة، ص ٢٨٧.
(٧) انتظار فرج، يعنى اميد گشايش داشتن در هر دشوارى و تنگنا و مصيبت، بهگونهاى كه انسان، مصداق منتظر و چشم به راه باشد، نه اين كه دست از كوشش بردارد؛ زيرا ترك كوشش با مفهوم جهاد (كه در حديث آمده)، مخالف است.