صفات الشيعة - الشیخ الصدوق؛ مترجم امیر توحیدی - الصفحة ٦٥ - حديث سى و پنجم
و پوستشان از [بزرگى و عظمت] آن آيه به لرزه در مىآيد و قلبشان ترسان مىشود و گمان مىكنند كه صداى جهنم و بر آمدن و فرو شدن آتش دوزخ درون گوششان طنين انداز گشته است.
نيز هر گاه به آيهاى بگذرند كه در آن تشويق است، با علاقه فراوان به آن ميل مىكنند و با شوق و اشتياق به آن مىنگرند و گمان مىبرند كه آن [نعمتها] در مقابل ديدگان آنهاست. در حال ركوع و سجود و در حالى كه اشكهايشان بر گونههايشان جاريست، خداوند جبار بزرگ را به بزرگى ياد مىكنند، و براى رهايى از آتش دوزخ، به درگاهش پناه مىبرند.
و اما هنگام روز، بردبار، عالم، نيكوكار و پرهيزكارند. ترس از خدا، آنان را همچون چوبه تير تراشيده و لاغر كرده است و از شدت لاغرى، همچون جوجهاى هستند كه وقتى بينندهاى به آنها بنگرد، گمان مىكند كه بيمارند، در صورتى كه بيمار نيستند يا اين كه [بيننده] مىگويد اينان ديوانهاند. همانا امر عظيمى [در باطن] با آنها در آميخته است.
هنگامى كه به بزرگى خداوند و عظمت سلطنتش مىانديشند و آن را با ياد مرگ و ترس از سختىهاى قيامت مىآميزند، دلهايشان ترسان مىشود و بردباريشان از كف مىرود و عقلشان زايل مىشود و چون به هوش آيند (به خود آيند) با كردار پاك به سوى خداوند مىشتابند.
از كارهاى اندك خويش، كه براى خدا انجام مىدهند، اراضى نيستند و كارهاى بسيار خود را هم زياد نمىشمارند. نفسهاى خود را متهم مىكنند و از كردارشان بيمناكند.
اگر يكى از آنها مدح و ستايش شود، از آنچه در بارهاش مىگويند مىترسد و مىگويد: من به نفس خودم از ديگران آگاهترم و پروردگارم به نفس من از خودم داناتر است.