صفات الشيعة - الشیخ الصدوق؛ مترجم امیر توحیدی - الصفحة ١٠٥ - حديث شصت و سوم
و فرشته سمت چپ به فرشته سمت راست مىگويد: دست نگهدار، او قصد كرده گناهى را مرتكب شود، و زمانى كه آن گناه را انجام دهد، زبانش قلم و آب دهانش مركب فرشته مىشود و آن گناه را براى او ثبت مىكند.
حديث شصت و سوم
محمد بن حنفيه گفت: هنگامى كه امير المؤمنين ٧ بعد از جنگ جمل به بصره آمد، احنف پسر قيس، آن حضرت را دعوت كرد و غذايى آماده نمود و آن جناب و يارانش را [به خانهاش] دعوت كرد.
حضرت تشريف آورد و فرمود: اى احنف، به ياران من بگو كه داخل شوند. جماعتى خاشع و فروتن كه [از شدت عبادت لاغر شده و] مانند مشكهاى خشكيده بودند وارد شدند.
احنف پسر قيس عرضه داشت: يا امير المؤمنين، اين چه حال و وضعى است كه بر اينها وارد شده؟ آيا از كم غذايى است؟ يا از ترس جنگ است؟ حضرت فرمود: نه اى احنف، همانا خداى سبحان، گروهى را كه در اين دنيا او را عبادت مىكنند دوست دارد، [زيرا عبادت آنها شبيه است به] عبادت كسانى كه علم و آگاهى به نزديك بودن قيامت به آنان هجوم آورده، قبل از آن كه آن را مشاهده نمايند، لذا خودشان را به جهد و كوشش واداشتهاند.
[آنان آن گونه بودند كه] وقتى صبح روز عرضه شدن اعمال را به پيشگاه خداى سبحان به ياد مىآوردند، گمان مىكردند كه شعله بزرگى از آتش جهنم بيرون مىآيد و همه خلايق را در پيشگاه پروردگارشان جمع مىكند.