صفات الشيعة - الشیخ الصدوق؛ مترجم امیر توحیدی - الصفحة ٦١ - حديث سى و پنجم
مردى از اصحاب امير المؤمنين ٧ به نام همام- كه اهل عبادت بود- برخاست و به على ٧ عرض كرد: يا امير المؤمنين، متقين را به گونهاى برايم وصف كن كه گويى آنان را مىبينم. حضرت در پاسخ او [اندكى] درنگ كرد و سپس فرمود: واى بر تو اى همام! از خدا بترس و نيكوكار باش، زيرا خدا با كسانى است كه تقوى پيشه مىكنند و نيكو كارند.
همام گفت: يا امير المؤمنين، به حق آن كسى كه تو را با ويژگيهاى خاصش گرامى داشته و با عطاهايش، برترى داده است، از تو مىخواهم آنها (متقين) را برايم وصف فرمايى.
در اين هنگام امير المؤمنين ٧ برخاست، حمد و ثناى الهى را بجا آورد و بر رسول خدا ٦ و اهل بيت آن حضرت : درود فرستاد و در ادامه فرمود:
اما بعد [از حمد خدا و صلوات بر پيامبر و اهل بيت گرامى آن حضرت ٦]، خداوند سبحان، جهانيان را در حالى آفريد كه از طاعتشان بىنياز و از نافرمانىشان در امان بود، زيرا نافرمانى عصيانگران به او زيان نمىرساند و فرمانبردارى اطاعتكنندگان به او سودى نمىبخشد. روزى آنها را بينشان تقسيم كرد و در دنيا، هر كدام را در جايى كه در خور اوست قرار داد.
همانا خداوند، آدم و حوا را به خاطر كارى كه انجام دادند، عقوبت فرمود و از بهشت بيرونشان كرد، زيرا آن دو را [از نزديك شدن به شجره] نهى كرد، ولى با او مخالفت كردند و از اجراى فرمانش سرپيچى نمودند.
اما پرهيزكاران، در دنيا صاحبان فضيلتند. گفتارشان از روى راستى است،