شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٩٣ - راز انقياد برخى از حيوانات در برابر انسان
بردارد و بر دو پاى عقب تكيه كند؛ زيرا در اين حالت بر زمين ثابت نمىمانند چنان كه اگر دو پايه تخت و كرسى را بردارند بر زمين ايستادن نمىتوانند. در نتيجه از دستها [كه در جلو است]، دست راست و از پاها، پاى چپ را بر مىدارد، بار ديگر دست چپ و پاى راست و به همين ترتيب راه مىرود و بر زمين مىماند و در هنگام راه رفتن بر زمين نمىافتد.
[راز انقياد برخى از حيوانات در برابر انسان]
آيا «درازگوش» را نمىبينى با اينكه اسب را از كارهاى دشوار معاف و در رفاه مىبيند امّا چگونه در آسياب كردن و بار بردن تسليم انسان است؟ و شتر را نمىبينى كه با آن قدرتى كه چند مرد قوى از عهدهاش بر نمىآيند چگونه در برابر طفلى خرد سر تسليم فرود مىآورد و منقاد مىشود؟ و گاو نر قدرتمند چگونه در برابر صاحبش مطيع و خاضع است تا يوغ را بر گردنش بگذارد و با گاو آهن شخم كند؟ و اسب نجيب چگونه خود را به انبوه شمشير و نيزه مىزند تا خواسته صاحبش را انجام دهد؟ و گلّهاى گوسفند را چگونه يك كس مىچراند [و نگاهدارى مىكند.]؟ اگر گوسفندان پراكنده مىگشتند و هر كدام به سويى مىرفتند چگونه يك شخص به آنها مىرسيد؟ تمام حيوانات رام نيز اين گونهاند؟ آيا اين انقياد و اطاعت جز براى آن است كه عقل و درك و شعور ندارند؟ اگر آنها در كارها عقل و شعور و فهم داشتند از انقياد در برابر انسان و رفع نيازهاى او سرباز مىزدند. شتر از ساربان و رانندهاش و گاه از صاحبش پيروى و اطاعت نمىكردند.
گوسفندان نيز در تحت فرمان شبان گردهم نمىآمدند بلكه هر كدام به سويى مىرفتند. حيوانات ديگر هم بدين ترتيب [از انقياد در برابر انسان سر باز مىزدند.]