شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٨٤ - دشوارى حركت و راه رفتن براى انسان
[رشد بدن حيوان و راز توقف آن]
اگر تدبير و حكمتى در كار نيست چرا با اينكه حيوانات دائما تغذيه مىكنند، امّا بدن آنها هميشه رشد نمىكند بلكه رشد آنها پايان و حدّى دارد و پس از آن مىايستد و از آن حد نمىگذرد؟ حكمت و تدبير اين امر آن است كه بدنهايشان گذشته از بزرگى و كوچكى مقدارى خاص داشته باشد. در نتيجه رشد مىكند و به مرز كه رسيد رشد آن متوقف مىگردد و بيشتر نمىرود. اما با اين همه، تغذيه ادامه دارد. اگر همواره در حال رشد باشند بدنها بسيار بزرگ مىشوند و اندازهها از كنترل و حساب خارج مىشود و هيچ كدام حدى ندارند كه با آن، شناخته شوند.
[دشوارى حركت و راه رفتن براى انسان]
چرا در ميان حيوانات، حركت و راه رفتن، تنها براى آدمى دشوار است و به اعمال و كارهاى پر دقت و لطيف و ظريف نمىپردازد؟ آيا اين جز براى آن است كه براى تحصيل ضروريات خود؛ مانند: پوشاك، مسكن و كفن كردن قدرى در دشوارى افتد؟ اگر هيچ درد و رنجى به انسان نرسد چگونه از فساد و فحشا دور ماند، در برابر خداى جلّ و علا فروتنى ورزد و با مردم مهربان باشد؟ نمىبينى هر گاه كه انسان دچار درد و دشوارى مىگردد خاضع و فروتن مىشود، به سمت خداى جلّ و علا مىرود، از او طلب سلامتى مىنمايد و دستش را براى صدقه دادن مىگشايد. اگر از زدن، احساس درد نمىكرد، سلطان و حاكم چگونه فاسدان را معاقبه نمايد و بزند و ستمكاران و طاغيان را خوار و فروتن كند؟ و بچهها چگونه دانشها و حرفهها را فرا مىگرفتند؟ و غلامان و بندگان چسان در برابر