شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٤٥ - حكمتهاى نهفته در مرگ درختان و تجديد حيات آنها
[هسته و دانه درخت و گياه]
در «هسته» و «دانه» و راز آنها انديشه كن. هسته در دل ميوه قرار گرفته تا اگر مانعى براى كاشتن خود درخت پيش آيد، اين هسته جايش را پر كند. چنان كه گاه كه به چيز نفيس و گرانقدرى نياز فراوان است، [قدرى از آن] در جاى ديگر نگاهدارى مىشود تا اگر آفتى در آنها افتاد و حادثهاى رخ نمود، از آن در جاى ديگر داشته باشيم.
همچنين هسته سخت و محكم، ميوه نرم و لطيف را نگاه مىدارد. اگر چنين نبود، ميوه مىشكست، آلوده مىگشت، و بزودى فاسد مىشد.
برخى از هستهها را مىشكنند و مىخورند و از برخى ديگر روغن مىگيرند و در جاهاى گوناگون استفاده مىكنند.
حال كه از [برخى از] فوايد هسته و دانه ميوه آنها آگاه گشتى، بينديش كه چرا از هسته، خرما و از دانه، انگور پديد آمد؟ مىشد كه به جاى خرما و انگور لذيذ و خوشمزه، چيزهاى ناخوردنى ديگر؛ چون: سرو و چنار پديد آيد. آيا اين جز براى آن است كه انسان را سود و لذت رسانند؟
[حكمتهاى نهفته در مرگ درختان و تجديد حيات آنها]
در انواع تدابير و حكمتهاى نهفته در آفرينش درخت بنگر. مىبينى كه هر سال مىميرد ولى حرارت غريزى آن در چوب آن مىماند و مواد ميوهها از آن زاده مىشود و آنگاه در همه جا پراكنده مىگردد و چنان كه غذاهاى متنوع و لذيذ را به تو مىدهند، ميوههاى گونهگون و گوارا و خوش طعم به تو تقديم مىكنند.
شاخهها همانند دست به سوى تو دراز مىشوند و ميوههاى نيكو را در اختيارت