شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١١٤ - آفرينش ماهيها
بنگرى گويى ناتوانترين حيوان است، ولى اگر لشكرهايى از آن به جانب سرزمينى در حركت افتند، هيچ كس نتواند كه آن جا را از دست آنها برهاند. نمىبينى كه اگر پادشاهى از پادشاهان زمين تمام لشكر سواره و پياده نظام خود را بسيج گرداند تا سرزمين خود را از ملخها رهايى دهد، نتواند؟ آيا اين از نشانههاى قدرت خداى جلّ و علا نيست كه ضعيفترين آفريدهاش را به جانب قويترين آفريده گسيل دارد و آفريده قوى نتواند در برابرش تاب آورد؟
[سيل ملخ]
به ملخها بنگر كه چگونه چون سيلى خروشان بر زمينى جارى مىگردند و كوه و صحرا و شهر و روستا را مىپوشانند. اين پوشش چنان است كه مانع تابش نور عظيم و تابناك خورشيد مىگردد. اگر دستى عادى [جز دست قدرتمند بارى جلّ و علا] مىخواست اين لشكر عظيم را سامان دهد و گرد آورد چند سال به طول مىكشيد؟ اين نمونه را در اثبات قدرت بىمانند خداى كه كس را ياراى آن نرسد به كارگيرد بدان استدلال نما.
[آفرينش ماهيها]
در آفرينش ماهى و تناسب، حكمت و تدابير نهفته در آن كه مناسب آن است نيك بنگر. در آفرينش [اين موجود زنده] دست و پا نهاده نشده؛ زيرا به راه رفتن نيازى ندارد و جايگاهش آب است. نيز براى آن، شش آفريده نشده؛ چون كه در ميان آب نفس نمىتواند كشد. در مقابل دست و پا، بالههايى سخت و قوى به آن داده شده است و چنان كه قايقران با پارو زدن به پيش ماهى مىرود نيز با