شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٠٠ - راز پوشش جسم حيوانات و ناهمگونى پاهاى آنها
[راز پوشش جسم حيوانات و ناهمگونى پاهاى آنها]
اى مفضّل! بنگر كه خداى جلّ و علا از سر لطف و مهرش به حيوانات چگونه جسم آنها را اين گونه با مو، كرك و پشم پوشانيده تا از سرما و بسيارى از آفات و نارساييها در امان باشند. نيز براى آنها سمهاى شكافته آفريد تا از ناهموارى زمين آزار نبينند [و نيازى به كفش نداشته باشند]؛ زيرا اين حيوانات براى ريسيدن و بافتن [لباس و پاپوش و ...] دست و انگشت مناسب ندارند در نتيجه در آفرينش آنها اين نيازها در نظر بوده و آفريده شده و هيچ نيازى به تجديد و تبديل آنها نيست و تا زندهاند اين نيازها برآورده است.
امّا انسان، چارهانديشى و دستى مناسب كار دارد. او مىريسد و مىبافد و براى خود پوشاك تهيه مىكند و به تناسب وضعش آن را دگرگون و تعويض مىنمايد. از چند جهت اين كار به سود اوست:
[١] با اشتغال به كار ساخت پوشاك از فساد و بيهودگى به دور مىماند و بىنيازى، او را در كار عبث نمىافكند.
[٢] متناسب با وضعش از در آوردن و گاه از بر تن كردن آنها لذت مىبرد.
[٣] با حسن انتخاب خود از پوشيدن لباسهاى زيبا و با شكوه و نيز تغيير و تبديل آنها متلذذ مىشود.
[٤] با بهرهگيرى از اين صنعت به ساخت انواع جوراب، پاپوش و كفش مىپردازد و بدين وسيله پاهايش را حفظ مىكند.
[٥] اين كار لوازم اشتغال بسيارى از مردم را فراهم مىآورد و شمارى از مردم با كار كردن در اين بخش صنعتى مىتوانند معاش و روزى خود و خانواده خود را به دست آورند.