شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٩٤ - سگ حيوان با وفا و مدافع انسان
[راز عدم شعور و عقل در درندگان]
همچنين اگر درندگان، با عقل و هوش بودند و عليه مردم يك دست و هماهنگ مىگشتند هر آينه [در اندك زمانى] مردم را به عجز و ناتوانى مىكشانيدند. راستى اگر شيران، ببران، پلنگان و گرگان همه عليه مردم متّحد و همدست مىگشتند؛ چه كسى ياراى رويارويى و مقابله با آنان را داشت؟
نمىبينى كه از اين امر باز داشته شدند و به جاى آنكه آدميان از قدرت آنها بهراسند آنها از جايگاههاى آدميان مىهراسند و كناره مىگيرند و براى طلب روزى [غالبا] در شبها ظاهر مىشوند و از جايگاه خود بيرون مىآيند؟ آنها با تمام توان و قدرتى كه دارند از آدمى سخت در هراس و وحشتند و اگر نبود [كه آنهايى عقل و انديشه و بدون درك آفريده شدهاند] هر آيه بر آدميان بر مىجستند و در مساكنشان كار را بر ايشان دشوار مىگردانيدند.
[سگ حيوان با وفا و مدافع انسان]
در ميان اين درندگان، «سگ» چنان آفريده شده كه به صاحبش مهر بورزد و از او دفاع و حمايت و نگاهدارى نمايد. در شب تاريك بر ديوارها و بامها بالا رود تا خانه و صاحب خود را از شرّ دزدان [و مزاحمان] نگاهدارى كند.
مهر و دوستى سگ و علاقهاش به صاحب خود، گاه به درجهاى مىرسد كه براى حفاظت از جان و مال و حيوانات صاحبش جانش را در خطر مرگ مىافكند. سگ چنان با صاحبش انس و الفت دارد كه همراه او در برابر گرسنگى و تشنگى شكيبايى مىورزد، راستى چرا در آفرينش سگ اين مهرورزى و مهربانى نهاده شده است؟ آيا جز براى آن است كه سگ نگاهبان آدمى باشد؟