شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٩٢ - پاهاى حيوان و چگونگى حركت
همانند آدمى نيستند كه از دانش و توان رفق و سرپرستى بهرهمند باشند و دستان و انگشتان مناسب اين كارها را ندارند در نتيجه به اولادشان چنان قدرتى داده شده كه [پس از تولد بىآنكه به حمل و سرپرستى مادر نيازمند باشند] مستقلانه و خود به خود بر پاى ايستند.
همچنين ديدهاى كه بسيارى از پرندگان؛ مانند مرغ، كبك، تيهو و ماكو پس از آنكه از تخم بيرون مىآيند در پى دانه مىافتند، امّا جوجههاى ضعيف؛ مانند: جوجه كبوتر، كبوتر كوهى و نوعى پرنده سرخ رنگ توان برخاستن ندارند. در مقابل در نهاد مادرانشان چنان مهر و شفقتى نهاده شده كه دانهها را در چينهدان خود جمع كرده بتدريج در دهانشان مىگذراند تا وقتى كه جوجهها [قوت يابند و] مستقل شوند [و خود بتوانند در پى غذا بگردند.] از اين لحاظ مىبينى كه به كبوتر همانند مرغ جوجههاى زياد داده نمىشود تا مادر بتواند جوجهها را بزرگ كند و از بين نروند، پس هر دو از تدبير و حكمت خداى لطيف و خبير بهرهمندند.
[پاهاى حيوان و چگونگى حركت]
به پاى حيوانات بنگر كه چگونه جفت جفت است تا براى راه رفتن مناسب باشد. اگر پاها فرد مىبود مناسب نبود؛ زيرا كسى كه راه مىرود هنگامى كه پاهايش را [براى حركت] بر مىدارد، بر پاهاى ديگر تكيه مىكند، موجودى كه [چون انسان] دو پا دارد در اين وقت يك پا را بر مىدارد و بر پاى ديگر تكيه مىكند، حيوانى كه چهار پا دارد، دو پا را بر مىدارد و بر دو پاى ديگر تكيه مىكند.
ليكن اين برداشتنها و گذاردنها بر عكس است [؛ يعنى يك پا از جانبى و پاى ديگر از جانب ديگر، يكى از پس و يكى از پيش] و چنين نيست كه دو پاى جلو را