شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٧٥ - اختصاص يافتن آدمى به نطق و نوشتن
با نوشتن، دانشها و علوم و آداب مختلف در قالب نوشتهها و كتابها جاودان و ماندگار مىمانند.
با نوشتن، حساب و كتاب و روابط بين انسانها در معاملات ثبت مىشود.
اگر نوشتن نبود، اخبار و حوادث روزگاران نابود و منقطع مىگشت، خبرى از غايبان به ميهنشان نمىرسيد، دانشها مندرس و محو مىشد، آداب [و فرهنگها] از ميان مىرفت، در كار، زندگى و معاملات مردم نارسايى و دشوارى پديد مىآمد، مردم نمىتوانستند كه براى حفظ دين و عمل به شريعت به احكام نوشته شده و روايات نقل شده كه آنها را نمىدانند بنگرند.
ممكن است پندارت چنين باشد كه اين نيروى نطق در سرشت و آفرينش انسان نيست بلكه او با كياست و چارهجويى آن را مىيابد. سخن گفتن نيز اين گونه است. خود مردم اين الفاظ و كلمات را در ميان خود اصطلاح كردهاند و در ميانشان جارى است؛ از اين رو هر امّتى و ملّتى زبان و كلماتى متفاوت با زبان و كلمات ديگر امتها دارد. در نتيجه يكى به عربى، ديگرى به سريانى، كسى به عبرى و يكى به رومى و ... مىنويسد. اين لغتها و زبانها در ميان اقوام منتشر است و خود آنان آنها را وضع نمودهاند.
در پاسخ پندار اين مدّعى بايد گفته شود:
اگر چه انسان، خود با كياست و چارهجويى به اين دو مىرسد ولى بايد انديشيد كه ابزار اين امور چيست؟ جز آن است كه خداوند جلّ و علا در آفرينش و طبيعت او ابزار نطق و نوشتن را به وديعت نهاد؟ بىترديد اگر زبانى مناسب براى