شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٧٤ - اختصاص يافتن آدمى به نطق و نوشتن
آفريدگان تنها انسان را به آن آراست بنگر. مقصودم «حيا» ست.
اگر حيا نبود انسان هيچ گاه ميهمان نمىپذيرفت، به وعده وفا نمىكرد، نيازها [اى مردم] را برآورده نمىساخت، از نيكيها بر حذر بود و بديها را مرتكب مىشد.
بسيارى از امور لازم و واجب نيز به خاطر حيا انجام مىشود. بسيارى از مردم هستند كه اگر حيا نمىكردند و شرمگين نمىشدند، حقوق والدين را رعايت نمىنمودند، صله هيچ رحمى نمىكردند، هيچ امانتى را بدرستى باز پس نمىدادند و از فاحشه بر حذر نبودند.
نمىنگرى چسان تمام ويژگيهايى كه انسان به آنها نياز دارد و سود و مصلحت و كمال او در آنهاست، در او گرد آمده است؟
[اختصاص يافتن آدمى به نطق و نوشتن]
اى مفضّل! بنگر كه چگونه خداوند- تقدّست اسماءه- به آدمى نعمت نطق عطا كرد و او مىتواند با اين نيرو آنچه را كه در نهان و قلب دارد باز گويد و انديشهاش را بيان نمايد و از درون مردم آگاه شود؟
اگر اين توان نطق در او نبود، هر آينه به يك حيوان چهارپا مىمانست كه نتواند ديگران را از درون و انديشههاى خود آگاه سازد و نه از ما في الضمير ديگران با خبر شود.
قدرت كتابت و نوشتن نيز اين گونه [با اهميت و] مخصوص انسان است. با نوشتن، اخبار گذشتگان براى حاضران و اخبار حاضران براى آيندگان حفظ و منتقل مىشود.