شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٧٠ - اسرار خوردن، خوابيدن و مجامعت كردن
سنگينى و كسالت و ... چيزى نمىخورد و در اثر آن، لاغر و سپس هلاك مىشد.
چنان كه گاه آدمى براى درمان يك نارسايى به دارو نيازمند است ولى بر اثر سهلانگارى و عدم استفاده از آن، درد و بيمارىاش شديد و يا به مرگ منتهى مىشود.
همچنين اگر انسان [بدون آنكه به طور طبيعى خوابش بيايد] تنها با توجه به نياز بدن به خواب و استراحت و تقويت مىخوابيد، چه بسا بر اثر سستى و تنبلى و يا ... نمىخوابيد و اين امر او را به ضعف جسمى دچار مىكرد و در پايان به هلاكت او مىانجاميد.
نيز اگر [نيروى شهوت در درون نبود و] انسان، تنها به خاطر علاقه و به هم رسيدن فرزند به مجامعت تن در مىداد، هيچ دور نبود كه چنين كارى نكند و در نتيجه، نسل انسان كاسته مىشد و يا از ميان مىرفت؛ زيرا بسيارند كسانى كه به فرزنددارى رغبتى ندارند و به آن اهميت نمىدهند.
بنگر كه چگونه براى هر كدام از اين افعال كه قوام و سود بدن در آنهاست، در درون و به طور طبيعى محرّك و عامل حركت دهنده آن قرار داده شده است.
بدان كه در [جسم] انسان چهار نيرو [و دستگاه] نهفته شده است:
١- نيروى جاذبه [يا گرسنگى يا طلب درونى غذا] كه غذا را مىگيرد و سوى معده مىفرستد.
٢- نيروى ماسكه [يا نگاهدارنده] كه غذا را در معده و جز آن نگاه مىدارد تا عمليات طبيعى روى آن انجام شود.
٣- نيرو [يا جهاز] هاضمه كه غذا را در معده طبخ [يا هضم] مىكند.
عصاره و اصل خالص آن را جدا مىكند و در تمام بدن مىپراكند.