شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٥٣ - هضم غذا، ساخت خون و جريان آن در تمام بدن
انديشه كن. دستها براى كار كردن، پاها براى رفتن، ديدگان براى راه يافتن و ديدن، دهان براى خوردن، معده براى هضم كردن، كبد براى تصفيه نمودن، منافذ خروجى بدن براى دفع فضولات جسم، ظرفهايى براى حمل آنها و فرج براى حفظ نسل آفريده شدهاند؟ اگر ژرف در كار تمام عضوهاى بدن انديشه نمايى مىيابى كه هر چيزى از سر حكمت و تدبير و استوارى پديد آمده است.
[پندار اهل طبيعت و پاسخ به آنان]
مفضّل مىگويد: گفتم: آقا! برخى مىپندارند كه اين همه از كار «طبيعت» است. فرمود: از اينان بپرس كه اين طبيعت كه مىگوييد، نسبت به اين افعال، «علم» و «قدرت» دارد يا نه؟
اگر علم و قدرت را براى طبيعت ثابت كردند، پس چرا از اثبات خالق سر مىزنند؟ اين هم صنعت و تدبيرش. و اگر مىگويند كه بدون علم و قدرت، اين اعمال حكيمانه و با تدبير را انجام داده، معلوم مىشود كه كار از آفرينندهاى حكيم است و آنچه طبيعتش مىشمارند همان سنّت الهى در آفرينش اشياست كه مطابق فرمان و حكمت الهى جريان دارد.
[هضم غذا، ساخت خون و جريان آن در تمام بدن]
اى مفضّل در باره تغذيه بدن و تدابير نهفته در آن نيك بينديش. غذا در آغاز به معده مىرسد، معده آن را مىپزد [هضم مىكند]. آنگاه عصاره آن از طريق مجارى بسيار ريز و نازكى كه مانند يك پالنده كار مىكنند به كبد مىرسد. اين