شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ٣٩ - توحيد مفضل
[توحيد مفضل]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ^ «محمّد بن سنان» از «مفضّل بن عمر» نقل مىكند:
پايان روز بود. در «روضه»، ميان قبر و منبر رسول خدا- صلى اللَّه عليه و آله- نشسته بودم و در باره شرافت و فضيلتهاى خدادادى و برترى جايگاه رفيعش كه جمهور امّت نسبت به آنها آگاه نبودند، مىانديشيدم.
در اين حال بودم كه ناگاه «ابن ابى العوجاء» وارد شد و در جايى نشست كه مىتوانستم سخنش را بشنوم. آنگاه يكى از يارانش نزد او رسيد و نشست. ابن ابى العوجاء لب به سخن گشود و گفت: «بىشك، صاحب اين قبر در تمام حالاتش به منتها درجه كمال، شرافت و عظمت رسيده بود.» همراه او گفت: «او فيلسوفى بود كه دعوى مرتبهاى بس عظيم و منزلتى بس بزرگ داشت و بر اين ادّعاى خود معجزاتى آورد كه عقلها را مغلوب و فهمها را ناتوان و سرگشته نمود. خرد پيشگان براى درك حقيقت آنها در درياى خروشان انديشه فرو رفتند و سرگشته و ناكام و تهيدست باز آمدند.