شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٦٥ - آفرينش خورشيد و اختلاف فلاسفه در شكل و مقدار آن
احاطه پيدا كنند. اينان كه از ادراك امورى چند كه در خفا از او پستترند، ناتوانند چگونه او را مىشناسند و به او احاطه مىيابند؟
[آفرينش خورشيد و اختلاف فلاسفه در شكل و مقدار آن]
از جمله اين امور خورشيد است كه بر عالم مىتابد و به كنه آن پى برده نمىشود؛ از اين رو هر كس چيزى گفته است و فلاسفه سخن يكسانى در وصف آن ذكر نكردهاند. پارهاى مىگويند: آفتاب فلكى است كه درون آن آكنده از آتش است. دهان دارد و اين گونه شعله مىپراكند.
شمارى گفتهاند: نوعى ابر است.
عدهاى گفتهاند: شبيه شيشه و آينه است كه آتش را مىگيرد و منعكس مىكند.
چندى گفتهاند: جسم لطيفى است كه از آب دريا منعقد مىشود.
برخى ديگر گفتهاند: اجزاى بسيارى از آتش است كه به گرد هم آمده است.
بعضى ديگر گفتهاند: جوهر پنجمى است كه با جواهر اربعه فرق دارد ولى در شكل آن همرأى نيستند.
عدهاى ديگر گفتهاند: صفحه عريضى است.
پارهاى ديگر گفتهاند: يك شىء كروى شكل است ولى در مقدارش اختلاف كردهاند.
برخى مىگويند: دقيقا به اندازه و شبيه زمين است.
عدهاى مىگويند: از زمين كوچكتر است.
شمارى مىگويند: خورشيد از آن هم بزرگتر است.