شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٤٣ - حكمت آفرينش درخت و گياه
براى آن است كه دانهها نگاهدارى شوند و پرندگان به قدر روزى و نياز از آنها برگيرند و بيشتر آن براى آدمى بماند؛ زيرا او از پرندگان مهمتر و نيازمندتر است و هم او زحمت و مشقت بارورى آن را بر دوش كشيده است.
[حكمت آفرينش درخت و گياه]
در آفرينش درختان و گياهان نظاره كن، از آنجا كه درخت نيز بسان حيوان همواره به غذا محتاج است، از طرفى مانند حيوان دهان و حركت ندارد كه غذا را بگيرد، ريشههاى آن در دل زمين فرو رفته تا غذا را [گاه از اعماق زمين] بگيرد و به شاخ و برگ و ميوه رساند. پس «زمين» مانند مادر پرورش دهنده آن است و «ريشهها» چون دهان آن است كه با آنها غذا را از زمين مىگيرد چنان كه حيوانات، كودكان خود را شير مىدهند. نمىنگرى كه چگونه پايهها و ستونهاى خيمه از هر سو با طناب بسته شده تا بر پاى ايستد، نقش زمين نگردد و يا كج نباشد. گياه نيز چنين است، تمام آنها ريشههاى خود را در دل زمين به هر جانبى دوانيدهاند تا آن را پايدار و استوار و ايستاده نگاه دارند. اگر ريشه نبود چگونه يك نخل تنومند و بلند و صنوبر و چنار بزرگ و تناور در توفانهاى سهمگين بر پاى مىايستادند؟
به حكمت آفرينشگر جلّ و علا بنگر كه چگونه بر حكمت كار مردم پيشى گرفته و اينان در پايدارى خيمهها از آن بهره گرفتند، در حالى كه اين حكمت و چاره پيش از آنان در آفرينش درخت جارى شده است؛ زيرا آفرينش درخت پيش از بپاداشتن خيمه است. نمىبينى كه پايه و ستون خيمهها از چوب درختان است، پس صناعت مردم از كار آفرينش گرفته شده است.