شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٢٦ - اندازههاى شب و روز
شب و روز در پى هم آيند و فصول چهارگانه در زمين پديد بيايند و زمين و جانداران بر روى آن اعم از حيوان و رويندگان [و انسان] آن گونه كه شرح و توضيح دادم از فوايد و منافع آنها بهرهمند گردند.
آيا بر هيچ خردمند و عاقلى پوشيده است كه اين تقدير و اندازهگيرى و تدبير دقيق و حكيمانه و استوار، تنها كار يك اندازهگير، حكيم و مدبّر است؟
اگر كسى بگويد چه مىشود كه تمام اين حالات و حركات، اتفاقى و از روى تصادف باشد؟ بايد در پاسخ گفت: چرا همين سخن را در باره چرخى كه از چند قطعه حساب شده ساخته شده و به صلاح باغ و گياه و درخت مىگردد و آنها را آبيارى مىكند نمىگويد؟
اگر در باره اين دستگاه با حكمت چنين عقيدهاى داشته باشد و مردم از او بشنوند در بارهاش چه مىانديشند و چه مىگويند؟ آيا در باره اين دولاب و چرخ چوبى كه با حكمتى اندك و براى استفاده در قطعهاى از زمين ساخته شده نمىگويد كه بىسازنده و تدبيرگر است، ولى در باره اين چرخ اعظم كه به صلاح و سود تمام زمين و زمينيان است و با حكمت و تدبير و نظمى محيّر العقول پديد آمده قائل به بىتدبيرى، بىحكمتى و بىآفرينندگى است؟ اگر اين چرخ [عظيم و هماهنگ و شگفت] چونان ابزارى عادى و كوچك از كار بيفتد و نارسايى در آن پديد آيد مردم چه چارهاى توانند كه بينديشند؟
[اندازههاى شب و روز]
اى مفضّل! در اندازه شب و روز و اينكه به مصلحت مردم چنين تدبير شده نيك بينديش. [غالبا] ساعات شب و يا روز به بيش از پانزده ساعت نمىرسد.