شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٢٤ - فوايد برخى از ستارگان
بزرگترين رهنما و دليل هدفمندى، مدبرانه و حكيمانه بودن كار آنهاست.
[فوايد برخى از ستارگان]
در اين ستارهها كه چندى از سال را پيدا و چند ديگر را پوشيدهاند؛ مانند:
ثريا، جوزاء، دو ستاره شعرى و سهيل بنگر. اگر جملگى در يك زمان پيدا بودند مردم از هيچ كدام در راهنمايى استفاده نمىكردند و اين بهرهاى كه الان از طلوع ثور و جوزاء و يا هنگام غروب آنها مىبرند و در كارهاى خود از آنها استفاده مىكنند، وجود نداشت. پس هر كدام ظهور و غروبى دارند و اين پيدايى و نهان بودن آنها همگون نيست تا مردم از هر كدام على حده سود برند. نيز تدبير در ظهور و مخفى بودن ثريا و جز آن تنها براى مصلحت است. و اينكه «هفت ستاره» [يا دبّ اكبر] هميشه پيداست براى مصلحتى ديگر است؛ زيرا اين مجموعه به منزله نشانههايى است كه مردم در راههاى ناشناخته در دشت و دريا از آن راهنمايى مىجويند. هيچ گاه از ديده غايب نمىشوند تا مردم شبانگاهان هر گاه كه خواهند و هر جا كه روند از آنها استفاده كنند. پس هر دو امر براى نوعى مصالح ويژه است.
نيز به وسيله آنها نيازهاى ديگرى رفع مىگردد و اوقات خاص اعمالى؛ چون:
زراعت، درختكارى، سفر در دشت و دريا و آنچه كه پديد مىآيد؛ چون، باد، گرما و سرما شناخته مىشود.
مردم در تاريكى شب براى گذر از دشتهاى مخوف و وحشتزا و امواج هولناك دريا از اين ستارگان راهنمايى مىجويند.
وانگهى در اينكه در دل آسمان گاه روى مىآورند و گاه پشت مىكنند، گاه طلوع مىكنند و گاه فرو مىروند عبرتهايى فراوان نهفته است. اين اجرام آسمانى با