شگفتيهاى آفرينش (ترجمه توحيد مفضل) - ميرزايي، نجفعلي - الصفحة ١٠١ - حيوانات در وقت احساس مرگ خود را پنهان مىكنند
پس مو، كرك و پشم در حكم پوشاك حيوانات و سمهاى گونهگون در حكم كفش آنهاست.
[حيوانات در وقت احساس مرگ خود را پنهان مىكنند]
اى مفضّل! در ويژگى شگفتى كه در آفرينش چهارپايان نهاده شده بينديش. آنها وقتى كه مردند مانند انسانها كه يك ديگر را در خاك مىنهند خود را مخفى مىكنند. و اگر چنين نبود اين همه مردار حيوانات وحشى، درندگان و جز آن كجاست كه پيدا نيست؟ اين حيوانات كه اندك نيستند تا پيدا نباشند. حتى اگر كسى بگويد شماره آنها بيش از مردم است سختى راست گفته است.
در كوه و صحرا به دستههاى انبوه آهوان، گاوهاى وحشى، گورخران، گوزنها و بزهاى كوهى و همچنين به درندگانى چون شيرها، پلنگها، گرگها، كفتارها و ... و به حشرات و جنبندگان روى زمين و به دستههاى پرندگانى چون كلاغها، سنگخوارهها، غازها، كبوتران و پرندگان درنده و گوشتخوار بنگر. اين همه حيوان گونهگون وقتى كه مىميرند جز شمار اندكى كه صيادى شكار كند و يا درندهاى بدرد هيچ كدام پيدا نيستند.
اين حيوانات وقتى كه احساس كردند كه زمان مرگشان فرا رسيده در جاى پست و گودى مخفى مىشوند و در همان جا مىميرند. اگر چنين نبود تمام دشت [و كوه و دريا] از بوى گنديده و فساد آنها فاسد مىشد و بيماريهاى كشندهاى چون وبا در همه جا منتشر مىگشت.
بنگر كه چگونه اين خصلت آدمى كه آن را در آغاز آفرينش انسان، از به خاكسپارى كلاغى توسط كلاغ ديگر فرا گرفت در سرشت حيوانات نهاده شده