مثنوى بلند عشق (پژوهشى در صدور و محتواى زيارت جامعه كبيره) - يدالله پور، بهروز - الصفحة ٥٧
نامتناهى است به مقطع خاصى محدود نمىگردد تا از آن مقطع به بعد نوبت به ولايت ديگرى برسد. با نفى ولايت طولى يا عرضى از غير خداوند، اگر ولايتى به ديگران اسناد داده مىشود به ناچار مظهر ولايت خداوند خواهد بود يعنى ولايت تكوينى و تشريعى هر ولىاى در حقيقت مظهر ولايت حق است و آن شخص محل جلوه ولايت خداوند است كه ولايت خداوند در آن تجلى كرده است».[١]
ولايت تكوينى يعنى اين كه پيامبر يا امام عليهم السلام به اذن پروردگار مىتواند در نظام تكوين تصرف نمايد و كارى كند كه در حالت معمول و به طور عادى ممكن نيست و از توان بشر خارج است مانند شفا دادن كور مادرزاد و يا زنده كردن مردگان و ... به اذن خداوند توسط حضرت عيسى عليه السلام و يا آوردن تخت بلقيس در چشم برهم زدن، توسط اصف برخيا (از ياران حضرت سليمان) در قرآن مجيد مىخوانيم:
«وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنِي»[٢].
تعبير قرآن كريم اين است كه تو به اذن من زنده مىكردى و نمىگويد من زنده مىكردم تكرار كلمه باذن اللَّه براى اينست كه حقيقت توحيد و ولايت تكوينى مسيح را بيان كند وقتى اين ولايت درباره مسيح جائز است درباره پيامبراكرم نيز جايز است.[٣]
[١] - شميم ولايت، آيةاللَّه جوادى آملى، ص ١٠٥.
[٢] - مائده( ٥)، آيه ١١٠.
[٣] - پرتوى از زيارت جامعه كبيره، مكارم شيرازى، ص ٥٠.