مثنوى بلند عشق (پژوهشى در صدور و محتواى زيارت جامعه كبيره) - يدالله پور، بهروز - الصفحة ٨٥
و قلبم تسليم شما و رأيم تابع رأى شما و يارىام به تمام قوا، براى يارى شماست هميشه تا روزگارى كه خداى تعالى دين خود را به ولايت و حكومت شما زنده گرداند و در آن ايام ربوبى شما را به عالم باز گرداند و شما را براى اجراى عدل الهى پيروز سازد و در همه روى زمين تمكين و تسلط بخشد پس من هم همگام با شما بوده و خواهم بود نه با دشمنان شما، به شما ايمان دارم و به آن دليل كه اول شما را دوست مىدارم به همان دليل آخر شما را دوست مىدارم و به سوى خداى عز و جل از دشمنان شما بيزارى مىجويم و از بت جبت و طاغوت و شياطين و حزب آنها كه به شما ظلم كرده و حق شما را انكار كردند و كسانى كه سركشى از عهد ولايت شما كردند و ارث شما را غصب كردند و در مقام شما شك و ترديد داشته و منحرف از طريقه شما گرديدند از همه بيزارم و از هر وسيله و پيشوايى غير شما و از پيشوايانى كه خلق را به آتش دوزخ مىخوانند از همه آنان نيز بيزارى مىجويم پس خداتا زمانى كه زندهام مرا در ولايت و دوستى و دين و آيين شما ثابت بدارد و مرا موفق به طاعت شما و بهرهمند از شفاعت شما گرداند و از خوبان دوستداران شما كه به هر چه دعوت كرديد پيروى مىكنند قرار دهد و از آنان كه در پى شماگام مىسپارند و سالك طريق شمامى باشند و در پرتو رهبرى شما هدايت مىيابند و به قيامت در زمره شما محشور و در رجعت شما به جهان مىكردند براى پيكار با دشمنان تانو در دولت و سلطنت شما به حكومت و ملك مىرسند و در جوى از سلامت و عافيت شما و علو مقام نائل مىشوند و در ايام پادشاهى شما تمكّن و اقتدار مىيابند و فرداى قيامت چشمشان روشن به جمال شما مىگردد خدا مرا از آنها مقرر فرمايد پدر و مادرم