مثنوى بلند عشق (پژوهشى در صدور و محتواى زيارت جامعه كبيره)

مثنوى بلند عشق (پژوهشى در صدور و محتواى زيارت جامعه كبيره) - يدالله پور، بهروز - الصفحة ٤٦

* «نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ وَ مَحَطُّ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَةِ وَ مَعَادِنُ الْعِلْمِ وَ يَنَابِيعُ الْحُكْمِ نَاصِرُنَا وَ مُحِبُّنَا يَنْتَظِرُ الرَّحْمَةَ وَ عَدُوُّنَا وَ مُبْغِضُنَا يَنْتَظِرُ السَّطْوَةَ»[١]

؛ «ما شجره نبوتيم و جايگاه فرود آمدن رسالت، و محل آمد و شد ملائكه و معادن علم و چشمه‌هاى حكمت. يار و عاشق ما منتظر رحمت‌هاى خداوندى باشد و دشمن و كينه‌توز ما در انتظار قهر خداوند».

اين موارد بخشى از معرفى امامان معصوم عليه السلام در نهج‌البلاغه است و نيز روايات متعددى در معرفى ائمه اطهار عليهم السلام در كتاب كافى و كتاب‌هاى ديگر وارد شده است كه موجب اطاله بحث مى‌گردد.[٢]

اگر سخنى برآمده از معصوم بوده باشد و در افق فكرى يك انسان عادى نگنجد، نمى‌توان سخن معصوم را به خاطر آن شخص ناديده گرفت، نمى‌توان انديشه متعالى دينى را با اندك بهانه‌اى به بند كشيد كه شايد با آن انديشه چنين توهمى پديد آيد، سخنان گهربار معصومان عليهم السلام و انديشه دينى درست، گواه آن است كه هم اغراق و غلوگرايى در معرفى امامان عليهم السلام زاييده خرافات و جهل بوده و هست و هم ناديده گرفتن فضائل و ارزش‌هاى والاى معصومان نتيجه تعصب‌ورزى و بخل و حسادت مى‌باشد.

تشيع در طول تاريخ، هماره با مظلوميت‌هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى روبرو بوده است و در اين راستا دشمنان اسلام براى واژگون جلوه دادن چهره آن، عقايدى سست و خرافى بدان نسبت مى‌داده‌اند تا بدين وسيله اين مذهب را


[١] - نهج البلاغه، خطبه ١٠٨( ترجمه محمد مهدى فولادوند).

[٢] - ر. ك: اصول كافى، ج ٢ و ٣، ترجمه: آيةاللَّه محمد باقر كوه كمره‌اى.