مثنوى بلند عشق (پژوهشى در صدور و محتواى زيارت جامعه كبيره) - يدالله پور، بهروز - الصفحة ٤٢
و او را از هر وصف و ثنايى برتر دانستند به ثناگويى اهلبيت و شمارش كمالات آنان بپردازند و ... در ضمن آن نيز همواره اقرار مىكنند كه مرز ميان واجب تعالى و ممكنات را درهم نريخته و هرگز ائمه را به سرحد وجود نرسانده است بلكه اعلام مىدارند: «إلى اللَّه تدعون و عليه تدلون و به تؤمنون و ...».[١]
غلو آن است كه اگر مقامى كه مخصوص خداوند است يعنى استقلال در ذات و صفات را براى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله يا امامان معصوم عليه السلام قائل شويم شرك است و منهى و حرام شمرده شده است ولى اگر آن به اذن الهى دانسته شود حقيقت توحيد است چنان كه درباره حضرت مسيح عليه السلام قرآن مجيد مىخوانيم:
«أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ»[٢]؛ «من از گل براى شما [چيزى] به شكل پرنده مىسازم، آنگاه در آن مىدمم، پس به اذن خدا پرندهاى مىشود؛ و به اذن خدا نابيناى مادرزاد و پيس را بهبود مىبخشم؛ و مردگان را زنده مىگردانم».
و درباره آصف بن برخيا مىخوانيم: «قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ»[٣]؛ «كسى كه نزد او دانشى از كتاب [الهى] بود، گفت: «من آن را پيش از آنكه چشم خود را بر هم زنى برايت مىآورم»».
هر چند از روايات معتبره شيعه چنين برمىآيد كه قدرت امامان معصوم عليه السلام در نظام تكوين بيش از قدرت آصف برخيا مىباشد[٤].
[١] - ادب فناى مقربان، ج ١، ص ٨٢.
[٢] - آل عمران( ٣)، آيه ٤٩.
[٣] - نمل( ٢٧)، آيه ٤٠.
[٤] - الانوار الساطعه فى شرح زيارة الجامعه، شيخ جوادبن عباس كربلايى، ج ١، ص ٣١٨.