در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٠ - ٢ - نقش خليفه دوم در تثبيت قول به چهار تكبير

را رد نكرده است بلكه با ملاك و معيارى كه خودش داشته يكى از اقوالى را كه برايش روايت شده اختيار كرده است. اين ملاك، همان مشابهت با طولانى ترين نماز كه چهار ركعتى است، مى باشد و راويان، آن را براى وى نقل ننموده‌اند. شايد اقدام عمر يك نوع حكم حكومتى بوده تا بدين وسيله اختلافات ميان مسلمانان را كمتر كند.

علاوه بر اين، قواعد ترجيح در فقه اماميّه ترجيح روايات بيشتر بر روايات كمتر را قبول ندارد بلكه اين قاعده را در جايى قبول دارد كه در مقابل روايات بيشتر، روايات شاذ و نادر وجود داشته باشد؛ چنان كه قواعد ترجيح در فقه اهل سنّت، قبل از آن كه بيشتر را بر كمتر ترجيح بدهد، به وثاقت و ضعف راويان توجّه مى كند. مسأله مورد بحث از همين قبيل است؛ چنان كه از ابن حزم نقل خواهيم كرد.

خلاصه آن كه: دليل ترجيح به اكثر، در نهايت ضعف است؛ چون مسأله مورد بحث از قواعد ترجيح خارج است و بر فرض كه تحت قواعد ترجيح باشد، بر طبق اصول فقه اماميّه و فقه اهل سنّت قواعد ترجيح در آن جارى نمى شود.

امّا دليل دوّم كه قايل به عمل صحابه به چهار تكبير است، سست‌تر از دليل اوّل مى باشد. و آنچه را كه وى از بعضى از صحابه نقل كرده است مبنى بر اين كه آنان مقيّد به چهار تكبير بوده‌اند و پنج تكبير نمى گفته‌اند، دليلى است كه اخص از مدّعا مى باشد. ما نقل خواهيم كرد كه تعدادى از صحابه پنج تكبير مى گفته‌اند. حضرت على (ع) از كسانى مى باشد كه مارودى او را از صحابه‌اى دانسته است‌