حقيقت آن گونه كه هست

حقيقت آن گونه كه هست - الهادي، جعفر؛ مترجم محمد مهدي رضايي - الصفحة ١١

ثروت‌هاى مسلمانان به تاراج رفت، و مقدّساتشان مورد اهانت واقع شد و ناموس‌هايشان دستخوش تبهكاران قرار گرفت. سقوط پشت سقوط، شكست در پى شكست، و انحطاط و عقب گرد مسلمانان در اندلس و بخارا و سمرقند و تاشكند و بغداد، ديروز، و در فلسطين و افغانستان، امروز. اينك اين امّت مسلمان هر چه فرياد بر مى‌آورد جوابى نمى‌شنود و هرچه ديگران را به يارى مى‌طلبد، يارى اش نمى‌كنند و چگونه چنين شود كه درد چيز ديگرى است، چنان كه درمان نيز از گونه ديگر است! بى‌شك خداوند ابا دارد كه كارها را جز از طريق اسباب و علل آن‌ها به جريان اندازد، و پايان كار اين امّت به سامان نخواهد رسيد مگر به همان چيز كه آغاز كار او را سامان بخشيد.

امروز كه موجوديّت و عقيده امّت اسلامى به وحشيانه‌ترين تجاوزها دچار گرديده و ويرانگرترين هجوم‌ها، با ايجاد شكاف در همزيستى مسالمت‌آميز مذهبى و اجتهادى آن، وحدتش را به خطر افكنده‌اند، و دور نيست كه اين هجمه‌ها آثار و نتايج نا مطلوب خويش را نيز در پى داشته باشند، آيا سزاوار نيست كه اين امّت بيش از پيش، صفوف خود را منسجم‌تر و در هم فشرده‌تر سازد و پيوندهايش رامستحكم‌تر نمايد؟