حقيقت آن گونه كه هست - الهادي، جعفر؛ مترجم محمد مهدي رضايي - الصفحة ١٠
و اين همه جز در پرتو وحدت امت مسلمان و ارتباط و همبستگى آحاد آن- كه خود در سايه هدايتهاى دين اسلام به دست آمده بود- نمىتوانست تحقق يابد؛ وحدتى متقابل كه با وجود گوناگونىِ مليّتها و اختلاف برداشتها و تعدّد فرهنگهاو ناسازگارى عرفها و عادتها و تنها با راهنمايىهاى اسلام و اتفاق بر سر اصول و بن مايههاى اعتقادى و انجام اعمال عبادى و واجبات به وجود آمد. آرى وحدت مايه نيرومندى، و تفرقه اسباب ناتوانى است.
اين جريان مبارك ادامه داشت تا اينكه همشناسى مسلمين به بى توّجهى و اهمال دگرگون گرديد و سازگارى جاى خود را به ناسازگارى سپرد و تودههاى مسلمان يكديگر را به كفر و الحاد متهم ساختند و دستهها و جناحها از هم بريدند و ميان خويش را به هم زدند، و در نتيجه آن همه عزّت و عظمت نابود گرديد و آن شكوه خيره كننده فرو ريخت و طغيان گران، امّت پيشرو و هدايتگر اسلامى را به تمسخر گرفتند و تحقير نمودند. پس روبهان و گرگان در سرزمينهاى اسلامى در هر كوى و برزن، به گردش در آمدند و بيگانگان و نفرين شدگان خدا و انسانهاى مورد خشم بشريّت در شهرها و آبادىهاى آن امت، به جست و جو و جاسوسى پرداختند.