گفتگوي افسران جوان با فرمانده پيرامون جنگ نرم - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٧٩
دانشجو: امروز در محاورات و ادبیات سیاسی از کودتای مخملی یا (انقلابهای رنگی) زیاد سخن به میان میآید در این باره هم توضیحاتی بفرمایید ممنون میشویم.[١]
استاد:
کودتای مخملی یا انقلاب رنگی از شیوههای براندازی نرم و نوعی سرنگون کردن حاکمیت و جابه جایی قدرت به وسیله تحولات سیاسی است که به شیوههای آرام و مسالمت آمیز جلوه گر شده است و از شیوه مبارزه منفی و نافرمانی مدنی نیز بهره میگیرد. این واژه برای نخستین بار از سوی «والسلاو هادل»، رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان چکسلواکی سابق بود به ادبیات سیاسی وارد شد. این طرح و ایده به ترتیب در یوگسلاوی (٢٠٠٠ م)، گرجستان (انقلاب گل رز، ٢٠٠٣ م)، اوکراین (انقلاب نارنجی، ٢٠٠٤ م) و قرقیزستان (انقلاب لاله ای، ٢٠٠٥ م)، لبنان و بلاروس (ناکام، ٢٠٠٥-٢٠٠٦ م) صورت گرفت که عمدتاً به صورت نمادین، نام انقلاب رنگی به خود گرفتند.
بررسیهای صورت گرفته در خصوص انقلابهای رنگی نشان میدهد که در وقوع چنین حرکت هایی، عوامل متعدد داخلی و خارجی نقش دارند و از پیامدهای چنین انقلاباتی تأثیر پذیرفته و منتفع یا متضرر میشوند. و انگیزه آن تغییر رژیم، نتیجه آن، به قدرت رسیدن احزاب و شخصیتهای دموکراتیک و غرب گرا میباشد.
شاید تصور شود کودتای مخملی که در سالهای اخیر از آن صحبت میشود پدیدهای جدید در حوادث سیاسی جهان میباشد. صاحب نظران سیاسی انقلابات مخملی را نسخه قرن بیست و یکمی کودتاهای قرن بیستمی در کشورهای جهان میدانند که توسط کشورهای بیگانه انجام میشود است. این مدل جدید کودتا که آن را «کودتای هوشمند» نیز نام نهاده اند سابقه بسیار قدیمی دارد و نمونههای از آن را در تاریخ ملل مختلف میتوان یافت.
[١]١. اقتباس از «بصیرت پاسداری ٢»، ص٢٥ به بعد.